رفتن به محتوا
سند زیر گویای گزارشی کوتاه از کنسولگری ایران در بصره در مرداد 1304 شمسی، یعنی 90 سال پیش است که به وزارت خارجه ایران ارسال شده بود. در ابتدا متن سند یاد شده را مرور و سپس چند نکته آمده در آن تبیین میشود.

قونسولگری دولت علیه ایران در بصره
مورخه 8 مرداد 1304
نمره 471
مقام منیع وزارت جلیله امور خارجه دامت شوکته
در تعقیب راپورت نمره 448 مورخه 4 مرداد 1304 راجع به هجوم اعراب بر محمره با نهایت احترام معروض میدارد از قرار مسموع کشتی خوزستان دیروز صبح در تعقیب اعراب متهاجم فیلیه را تیرباران و خانه های اعراب را با خاک یکسان نمود و قریب 180 نفر از آنها را مقتول و یکصد نفر دستگیر که فعلا در عبادان توقیف شده اند و چهار بلم را که حاوی 60 نفر عرب بود و می خواستند از فیلیه بخاک عراق فرار نمایند را در …. غرق و تمام عده آنها را بقتل رسانیدند. عجالتا در اثر همت و فداکاری نظامیان رشید تمام معترضین و مهاجمین سرکوب و متواری و تا آخرین نقطه لازم تعاقب شده و میشوند و برای اینکه کاملا قطع ریشه فساد و سرکوبی کلیه اشرار فراهم آید پی در پی قوا وارد محمره میشود- چون لازم بود عرض شد
امضا
چاکر
اعلم
8 شهریور 1304
توضیح: در کناره سمت راست بالای سند نوشته ای ناخوانا وجود دارد که احتمالا مربوط به دست نوشته و دستور مقام دریافت کننده است. در زیر سند نیز شاهد شماره 16524 ، تاریخ 8 شهریور 1304 و چندکلمه ناخوانا هستیم که احتمالا مربوط به دبیر خانه و محل ثبت این نامه در وزارت خارجه ایران است. در متن بالا نیز شاهد جای خالی و نقطه چین هستیم که نگارنده آنها را به دلیل ناخوانی کلمات از نقاط استفاده کرده است.
بررسی سند؛
1- سند یاد شده در هشتم مرداد 1304 شمسی از بندر بصره در جنوب عراق به تهران ارسال شده و یک ماه بعد در هشتم شهریور 1304 به تهران رسیده و در دبیرخانه وزارت خارجه ایران ثبت شده بود.
2- نویسنده این سند که کنسول ایران در بصره بوده پی در پی گزارش های تحولات سیاسی و نظامی در مناطق احواز پس از اشغال توسط ارتش رضاخانی را پیگیری و به تهران گزارش می کرده بود. دلیل این ادعای نگارنده، اشاره کنسول ایران در سطر اول سند به گزارش قبلی خود درباره همین موضوع است که به راپورت یا گزارشی به شماره 448 به تاریخ 4 مرداد 1304 یعنی فقط 4 روز پیش از ارسال این سند اشاره می کند. او در ادامه نیز از ورود پی در پی نیروهای نظامی به محمره اشاره می کند. استمرار ورود نیروهای نظامی خود گواه دیگری بر گسترش درگیری ها و به تبع آن تلفات انسانی و عمرانی است.
3- استفاده از نام های اصیل شهرهای محمره و عبادان در این سند تاییدی دیگر بر حقانیت گفتمان جنبش مردم عرب و تاکید همیشگی آن بر نام های عربی سایر مناطق عرب نشین جنوب غرب است.
4- او از هجوم مردم عرب به محمره سخن می گوید. به نظر می رسد ایشان به انتفاضه ای اشاره می کند که پس از اشغال منطقه توسط رضاخان و انتقال شیخ خزعل به تهران صورت گرفت. انتفاضه یاد شده توسط کارکنان کاخ فیلیه مرکز حکمرانی شیخ خزعل ترتیب داده شده و نزد مردم عرب به (ثورة الغلمان) شناخته شده است. سند پیوستی گویای این است که مردم عرب بر خلاف دروغ پردازی های نویسندگان درباری رژیم شاه و جهموری اسلامی در راستای احقاق حقوق ملی خود و حق تعیین سرنوشت ملی از همان ابتدای سقوط حاکمیت عربی در احواز قیام های خود را آغاز کرده بودند. البته این حادثه در کتب تاریخ معاصر احوازی بتفصیل به زبان عربی ثبت شده است و نگارنده پیش از این در مقاله ای تحت عنوان ” شمه ای از جنبش سیاسی ملت عرب” به این حادثه و دیگر جنبش های سیاسی احواز اشاره کرده ام.
5- کشته شدن 180 نفر به وسیله آتشبار کشتی های ارتش بر مردم منطقه فیلیه در محمره و غرق کردن چهار قایق که طبق گزارش 60 نفر سرنشین پناهنده در آنها بوده اند. به این تعداد نیز باید 100 نفر دیگر بازداشتی را افزود که با آنها اشاره شده است. ضمن اینکه در صورت بررسی تمامی اسناد مربوط به این حادثه میتوان به ابعاد جنایت یاد شده پی برد.
6- حادثه یاد شده بر طبق قوانین بین المللی یک جنایت جنگی و قتل عام قلمداد می شود که بایستی در مراجع حقوقی بین المللی پیگری و به عنوان جنایت علیه بشریت ثبت شود.
7- کنسول ایران که نویسنده گزارش است با ادبیاتی تنفرآلود و ضد عرب از کشتار مردم وغرق کردن قایق ها و با خاک یکسان کردن منازل مسکونی سخن گفته است.
بقلم: نوری حمـزه