گزارشی از وضعیت زنان عرب احوازی در زندان سپیدار
شمارى از زنان عرب احوازى را در زندان سپيدار توسط جمهوری اسلامی ایران به گروگان گرفته شده اند
سپیده قلیان که مدتی در زندان سپیدار احواز بازداشت بوده است در مورد زندانيان زن عرب به گروگان گرفته شده اين چنين مى نويسد:
مکیه نیسی: متولد 1364، متاهل و داراى سه فرزند، مكيه از 6 آبان 1397 در بازداشت موقت به سر می برد. مکیه فقط به این دلیل بازداشت شده است که شوهرش به زعم وزارت اطلاعات داعشی است. مکیه، برادران مکیه، و خانوادهی همسرش را بازداشت کردهاند و به آنها گفتهاند زمانی آزاد می شوید که صادق تسلیم ما شود.
مکیه 5 ماه در بازداشتگاه اطلاعات احواز تحت بازجویی بود و حالا پس از گذشت بیش از یک سال در زندان سپیدار است. اسفند 1397 اورا به همراه دو زن دیگر به زندان خرمآباد تبعید کردند پس از گذشت ده روز به زندان سپیدار منتقل شد. مکیه کماکان در بازداشت موقت به سر می برد.
همسر مکیه نیسی از مهر 1397 مفقود شده است، وزارت اطلاعات به مکیه و خانوادهی مکیه ( که اکثرا در بازداشت هستند) گفتهاند که تا همسرت را پیدا نکنیم هیچکدامتان آزاد نخواهید شد. این درحالی است که آشنایان مکیه، شاهد بازداشت همسر او بودهاند، حالا مکیه در وضعیتی قرار دارد که وصف رنج آن ممکن نیست. سه فرزند خردسال دارد ( ۷، ۸ ،۵ ساله) تمام خانوادهاش به جز یکی از خواهرانش در بازداست به سر می برند. در زندان برای تامین هزینههایش مجبور به انجام کارگریهای سخت است. مکیه در طول بازداشت مدام مورد شکنجه قرار گرفته است.
بی خبری مطلق از وضعیت فرزندان بی پناه و خردسالش، بازداشت تمام اعضای خانوادهاش، تهدید، ضرب و شتم، ماهها انفرادی بدون بازجویی از مصادیق شکنجههایی است که ذکر شد.
زهراء حسينى(صرخه): فرزند سعد 24 ساله، متاهل داراى دو دختر (اسرا وسنا) از اهالى شهر احواز در 26 آبان 1397 در منزل بازداشت شد. شوهر زهراء، صادق حميداوى از اهل سنت، در شهريور 97 به تهران مى رود و بعد از چند روز ديگر دوستانش بازداشت مى شوند (هم اكنون همگى در زندان شيبان هستند بجزء صادق) در ابتداء اداره اطلاعات گفته كه صادق بازداشت و نزد آنهاست اما پس از آن به خانواده گفته شده كه نزد اداره اطلاعات نيست و اطلاعى از آن ندارند!
پرونده زهراء حسينى در شعبه دو دادگاه انقلاب اسلامى احواز و به اتهام تبليغ عليه نظام و عضويت در داعش منتظر صدور حكم است. زهراء حسينى به اجبار و زير شكنجه از او اعتراف گرفته اند و زير هرچه آنها خواستند امضاء كرده است تا بتواند دخترانش را ببيند.
سپيده قليان فعال مدنى در تويتر خود در مورد شكنجه و اعترافات اجبارى زهرا حسينى اين چنين نوشت:
خواهر عربم را با دست و پای کبود اولین بار وقتی دیدم که برای انگشت نگاری باهم به زندان سپیدار منتقل شدیم، زهرا گروگان اطلاعات است، آنها شوهر زهرا را میخواهند و ادعا میکنند شوهر او داعشیست. زهرا از آبان ۹۷ در بازداشت موقت به سر میبرد. به مدت ۵ ماه در سلولهای بازداشتگاه (شکنجهگاه) اطلاعات احواز نگهداری مى شود. یک شب برای بازجویی مرا بردند، با تمام اینکه در تمام مدت بازداشت با چشمبند بودیم، اما متوجه برخی از صداها میشدیم، صداهایی که از هزار تصویر گویاتر و زندهتر بودند.
اين فعال مدنى مى نويسد:زندانبان مرد وقتی عصا را به من داد ( یک تکه مقوا که پل ارتباطی ما زنان و زندانبانهای مرد بود و مارا به مکان مورد نظر هدایت میکردند)را به من داد، حس کردم صدای یک زن دیگر میآید که کمی ان طرفتر با من به طرف اتاق بازجویی میرود.اتاقهای بازجوئى نزدیک هم بود و ما صدای تمام بازجویی های اتاق بغل دستیمان را میشنیدیم، هیچ آزارى بالاتر از این نبود، روز اول بازجویی من بود و روز نمیدانم چندم بازجویی زنِ ناشناس، بازجویی از صبح تا دمدمای صبح ادامه داشت، خوب به یاد دارم بازجوها از او میخواستند اعتراف کند داعشیست او فقط میگفت: من اهل سنت هستم.یکهو صدای کتککاری بالا گرفت، او را میزدند و او فریاد میزد و بازجوها محکمتر میزدند میگفتند نه باید صدات در بیاد، اعتراف کن به اون چیزی که هستی تا ولت کنیم، دیگر صدایی نیامد، دو روز بعد مرا با چشمبند سوار اتومبیلی کردند که صداى دو زن دیگر هم میآمد. به مقصد که رسیدیم،چشمبندهایمان را در آوردیم، متوجه دو زن دیگری شدم که یکی از آنها چش و چالش کاملا کبود بود، مارا برای انگشتنگاری آورده بودن و از این فرصت استفاده کردیم تا باهم صحبت کنیم، علیرغم اینکه مامور تهدیدمان کرده بود که لام تا کام باهم هیچ حرفی نزنیم.باهم احوالپرسی کردیم و زخمهای تنمان را نشان یکدیگر دادیم، از نگرانیهایمان گفتیم و آخر سر زهرا گفت: تو همانی نیستی که دو شب پیش در اتاق بغلی بازجویی میشدی؟ میگفتند کمیسیون (کمونیست) هستی و بهت حمله میکردند، گفتم بله زهرا جان، تو هم همانی هستی که میگفتند بگو داعشیام؟
از آنروز تا همین امروز که ماهها باهم در زندان سپیدار همبند بودیم خواهر هم شدهایم، و همین امر موجبات خشم اطلاعات را فراهم نمود. زهرا یکی از صدها زن عربیست که در احواز تحت بازداشت/شکنجه/ستم است، به دو دلیل :
یک زن است. دو عرب است.
سپیده قلیان در یادداشت هایی در شرح زندانیانی که با آنان تماس داشته به وضعیت صهبا_حمادی، سمیه حردانی، اشاره کردهاست. سپیده قلیان در شرح سرنوشت «مريم (صهباء) حمادی» و شکنجه هایی که به این زن داده اند نوشته:
صهبا_حمادی: متولد ۱۳۷۸، از مرداد ۹۷ در بازداشت به سر میبرد، متاهل است، دانشجوی کارشناسی مهندسی کشاورزیست، اولین بار او را در بازداشتگاه اطلاعات احواز دیدم، از بازجویی به سلول آوردنش، در اتاق بازجویی به اون برق وصل کرده بودند تا اعتراف کند قصد مسموم کردن زائران اربعین را داشته است.
او را بعد از ماهها با غل و زنجیر به اطلاعات تهران منتقل کردند، ۶ ماه هم آنجا تحت بازجویی بود، چندین بار از او فیلم اعتراف گرفتند، هر بار تهدید میکردند عشق زندگیاش حسین را خواهند کشت. فرودین ۹۸ به زندان سپیدار منتقل شد، خرداد ۹۸ حکم اعدامش صادر شد.
آبان ۹۸ حکم اعدام شکست و ۱۵ سال حبس تعزیری به وی ابلاغ شد. حسین همسرش را هم بازداشت و او را روانه زندان شیبان کردند. صهبا در شرایط نامساعدی در بند نسوان زندان سپیدار به سر میبرد، او را داعشی خطاب میکنند و هر بار از سوی زندانبان و کادر زندان امنیت جانیاش سلب می شود.
در این مدت صهبا حتی پس از ابلاغ حکم هم بازجوییهایش تمام نشد، بازجو هر بار به دفتر حفاظت زندان سپیدار( خانم نادری) آمده، و صهبا را تهدید میکند. صهبا از حق تماس و دیدار با شوهرش حسین محروم است. مرگ را نفس میکشد.
تنها اتهام سميه حردانى، همسر يكى از مهاجمان رژه احواز است
سميه حردانى: همسر فواد منصورى كه در هجوم به رژه احواز كشته شد، در زندان سپيدار بسر مى برد. سميه حردانى متولد اسفندماه 1373 است و در 31 شهريور 1397 كه در ماه سوم حاملگى بسر مى برد، به دليل شركت كردن همسرش در هجوم به رژه، همراه مادرش سوسن سعيداوى بازداشت شد. تنها اتهام سميه حردانى چون همسر فواد منصورى است.
سمیه همان روز هجوم رژه 31 شهریور به علت اینکه اطلاعات سپاه او را با جنازهی از هم پاشیدهی شوهرش مواجه می كند. دچار خونریزی شدید مى شود و به علت عدم رسیدگی دچار سقط جنین مى شود. از او اعتراف اجباری مى گيرند و حالا پس گذشت بیش از یک سال پس از تحمل 9 ماه انفرادی به زندان سپیدار منتقل مى شود.
سمیه پس از گذشت یک سال و اندی هنوز در بازداشت موقت به سر می برد و هنوز تحت بازجوئى قرار مى گيرد، او در تاریخ 7 آذر بخاطر بی گناهی مادرش دست به اعتصاب غذا می زند اما بخاطر تهدید حفاظت زندان سپیدار ناچار به اعتصاب خود پایان میدهد.
پرونده سازى اداره اطلاعات براى زندانيان زن عرب
از جمله پرونده هائى كه تا كنون وضعيت آنها بلاتكليف و روشن نيست، وضعيت صدها نفر بازداشت شده بعد از هجوم رژه97 احواز است. در اين هجوم على رغم كشته شدن مهاجمان، مقامات قضائى و امنيتى ايران بيشتر خانواده ها و فعالان كه در سال هاى اخير به مذهب اهل سنت گرايش پيدا كردند را بدون دست داشتن در هجوم 31 شهريورماه 97، آنها را بازداشت كردند كه بين بازداشت شدگان شمارى از زنان عرب به دليل فعاليت همسرانشان دستگير شدند و پرونده اى تحت عنوان زنان داعش در اتاق هاى تاريك اداره اطلاعات احواز تشكيل شد.
250 نفر از بازداشت شدگان بعد از هجوم به رژه احواز به زندان شيبان بند 8 منتقل شدند وبيش از 200 نفر به زندان همدان منتقل شدند. بعضى از زندانيان زن عرب احوازی در ابتداء در تهران و بعد همدان و سپس به زندان سپيدار احواز منتقل شدند. در بند نسوان زندان سپيدار احواز 9 اتاق كه در اين اتاقها 220 زن با اتهام هاى مختلف وجود دارد. متهمان سياسى و مذهبى زن دربين ديگر اتاقها با ديگر متهمان با جرم هاى قتل، اختلاس و مواد مخدر و غيره مختلط هستند.
فعال زن سپيده قليان اسامى بعضى از زندانيان زن عرب در زندان سپيدار در تويتر خود ذكر كرد كه هويت بعضى از آنها سابقاً منتشر شده بود. اين فعال مدنى در مورد گرفتن ”اعترافات اجبارى” و شكنجه وآثار شكنجه بر بدن اين زندانيان سخن گفت واضافه كرد كه اين زنان به دليل “عرب و زن بودن” شان شكنجه شدند.
بنا به گفته بعضى خانواده ها؛ با تهديد وشكنجه اين زنان، زير اوراق بازجوئى اعترافات اجبارى مبنى بر عضويت در داعش امضاء كرده اند و حتى نزد بازپرس شعبه 12 و همچنين شعبه 2 دادگاه انقلاب قاضى “شاهينى”گفتند كه از آنها اعترافات اجبارى گرفتند. اين زنان على رغم انكار اتهام تبليغ عليه نظام و عضويت در داعش در زندان سپيدار احواز در بازداشت بسر مى برند و حتى وثيقه هاى بسيار سنگين براى آنها صادر شده است.
اسامى خانم هائى كه براى آنها پرونده سازى كردند:
١-خانم مريم(صهباء)حمادى 23 ساله فرزند زيدان،متاهل، داراى فرزند از اهالى شهرخفاجيه(سوسنگرد)،نويسنده وكاربر فضاى مجازى در اوائل مهرماه بازداشت شده بود.
٢- زهراء حسينى(صرخه)،24 ساله، متاهل فرزند سعد داراى دو دختر (اسرا وسنا) از اهالى حصيرآباد شهر احواز در 26 آبان 1397 در منزل بازداشت شد. شوهر زهراء، صادق حميداوى از اهل سنت،در شهريور 97 به تهران مى رود و بعد از چند روز ديگر دوستانش بازداشت مى شوند(هم اكنون همگى در زندان شيبان) در ابتداء اداره اطلاعات گفته كه صادق بازداشت و نزد آنهاست اما پس از آن به خانواده گفته شده كه نزد اداره اطلاعات نيست و اطلاعى از آن ندارد!
٣- وفا حيدرى اهل احواز، شوهر وفا در سوئد پناهنده شده است و هنگامى كه وفا خواست به شوهرش ملحق شود، در فرودگاه بازداشت مى شود و تا كنون در زندان سپيدار است، چون شوهر او از اهل سنت است او را به عنوان گروگان تا بازگشت شوهرش گرفتند.
٤- فاطمه تونيت زاده مادر مريم حمادى از مهرماه 97 در بازداشت موقت در زندان سپيدار بسر مى برد.
٥- خلود سبهانى،20 ساله، از اهالى شهر خفاجيه(سوسنگرد) قبل از هجوم به رژه بازداشت شده بود.
٦- معصومه سعيداوى،48 ساله، متاهل،همراه تمام خانواده اش از اوائل مهرماه در بازداشت موقت بسر مى برد (خانواده فواد، احمد و اياد منصورى)
٧-سوسن سعيداوى،45 ساله، همراه تمام خانواده اش از اوائل مهرماه در بازداشت موقت بسر مى برد (خانواده فواد، احمد و اياد منصورى)
٨- خانم سکینه صگوری،34ساله،فرزند جاسم ساکن احواز منطقه کیان،متاهل داراى يك فرزند.خانم صگوری همسر مهدی منصوری( اسدی) که همسر ایشان با پیوستن به نیروهای مردمی مسلح در سوریه كشته شده بود و بعد از كشته شدن شوهرش به احواز برگشت و بازداشت شد.سكينه صگورى چندين ماه قبل از حادثه رژه احواز در زندان اوين در حبس بود و سپس با قرار وثيقه آزاد شد اما هنگام حادثه رژه دوباره او را بازداشت كردند.
٩- الهه درويشى،19 ساله، اهل شوشتر دارای یک فرزند7ماهه، الهه از اوائل مهرماه 97 بازداشت شد. او حامله بود و6 ماه در اطلاعات احواز نگهداری میشود و سپس شبانه به تهران منتقل میشود.الهه همسر حسن درویشی یکی از افرادی که جمهوری اسلامی او را متهم به هجوم رژه احواز كرده است.
١٠- زهراء شجيرات، 37 ساله، متاهل، داراى سه فرزند از آذرماه 1397 در بازداشت موقت بسر مى برد.
١١-سميه حردانى همسر فواد منصورى كه در هجوم به رژه احواز كشته شد. سميه حردانى متولد اسفندماه 1373 است و در 31 شهريور 1397 كه در ماه سوم حاملگى بسر مى برد، به دليل شركت كردن همسرش در هجوم به رژه همراه مادرش سوسن سعيداوى بازداشت شد. تنها اتهام سميه حردانى چون همسر فواد منصورى است.
١٢- مریم افضلی، 26 ساله،آبان ماه در خیابان نادری احواز بخاطر اینکه چفیه قرمز به سر داشته، بازداشت مى شود و کماکان هم در بازداشت موقت به سر می برد.
به غير از اسامى ذكر شده، 11 زن عرب ديگر به دليل شركت در تظاهرات كرامت دوم فردودين 97 و همچنين بازداشت هاى خودسرانه مهرماه 97 با قرار وثيقه تا پايان دادرسى و صدورحكم آزاد هستند.
منبع: صفحه خاکزدگان