عبدالرحمن حیدری، سخنگوی جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز، در کنگره آزادی ایران: عدالت تنها با به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملتهای غیرفارس محقق میشود.
عبدالرحمن حیدری، سخنگوی رسمی جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز، در کنگره آزادی ایران، که در روزهای 28 و29 مارس 2026 تشکیل شد، با تأکید بر لزوم بازنگری در ساختار سیاسی آینده ایران، بر حق تعیین سرنوشت ملت عرب الاحواز به عنوان یک اصل بنیادین تأکید کرد.
حیدری در این سخنرانی با اشاره به پیشینه صدساله مبارزات مردم الاحواز، سیاستهای تبعیضآمیز حکومتهای متوالی در این منطقه را عامل اصلی محرومیت، فقر و سرکوب دانست و گفت: «منابع طبیعی سرزمین ما به ابزاری برای تداوم نابرابری تبدیل شده است.»
وی با تأکید بر اینکه ایران جغرافیای سیاسی متعلق به مجموعهای از ملتها و هویتهای گوناگون است، هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن این تنوع را محکوم به شکست خواند و افزود: «هر طرحی برای آینده بدون مشارکت فعال نمایندگان ملل غیرفارس، فاقد مشروعیت است.»
سخنگوی جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز ضمن گرامیداشت یاد شهدای راه آزادی به ویژه «محمد نواصری» از بنیان گذاران جنبش ملی که در مارس ۲۰۰۷ در هلند به شهادت رسید، بر لزوم گذار از مراحل موقت همچون فدرالیسم برای تضمین مشارکت واقعی همه ملتها تأکید کرد.
وی در پایان با انتقاد از نامگذاری این رویداد به عنوان «کنگره آزادی ایران» به جای «کنگره آزادی ملتها در ایران»، گفت: «آیندهای عادلانه تنها از مسیر گفتگو، پذیرش و احترام متقابل ساخته خواهد شد.»
متن کامل سخنرانی عبدالرحمن حیدری در زیر میآید:
با سلام خدمت حضار گرامی،
اجازه بدهید تا یادی از شهدای راه آزادی داشته باشیم بخصوص شهدای راه آزادی ملتهای غیر فارس، و علی وجه الخصوص شهدای راه آزادی ملت عرب الأحواز.
و جا دارد تا یادی از همرزم شهیدمان جناب محمد نواصری که در چنین روزهایی (در ماه مارس) در سال ۲۰۰۷ در کشور هلند. توسط رژیم جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
اگر بخواهیم در باره پیشینه احزاب احوازی صحبت بکنیم، فعالان عرب احوازی بعد از هجوم نظامی رضا شاه به احواز (که در ادبیات سیاسی احواز از آن به عنوان اشغال یاد میشود)، اقدام به تأسیس احزاب وتشکلهای خود کردند، با دیدگاهها و نظرات سیاسی مختلف.
حزب ما (جنبش ملی دموکراتیک مردم عرب الاحواز) در سال ۲۰۰۲ در داخل احواز تأسیس شد و برای تحقق حق تعیین سرنوشت برای ملت عرب الاحواز مبارزه میکند.
متنی که برای شما خواهم خواند دیدگاههای جنبش ما در رابطه با اوضاعی است که مردم در این جغرافیای سیاسی با آن درگیر هستند:
حضار محترم،
شرکتکنندگان ارجمند در کنگره ،
امروز ، نه صرفاً به عنوان یک سخنران، بلکه به نمایندگی از مردم احواز و جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز، در برابر شما ایستادهام. با صدایی که از رنج، امید و ارادهی انسانهایی برخاسته است که دهههاست برای آزادی، کرامت، عدالت و حق تعیین سرنوشت خود تلاش میکنند.
ما امروز دربارهی خاک سخن نمیگوییم، دربارهی مرزها یا جغرافیا سخن نمیگوییم؛ بلکه سخن ما دربارهی انسانها است. دربارهی مردمانی که حق دارند آزاد زندگی کنند، به زبان مادری خود سخن بگویند، فرهنگ خود را حفظ کنند و در تعیین نوع زمامداری و سرنوشت خود مشارکت داشته باشند.
واقعیت انکارناپذیر این است که این جغرافیای سیاسی، سرزمین یک ملت واحد نیست، بلکه متعلق یه مجموعهای از ملتها و هویتهای گوناگون است. عربها، بلوچها، ترکها، کُردها، ترکمنها، لُرها، پارسها و دیگر ملتها در ایران، هر یک دارای تاریخ، فرهنگ و هویت مستقل خود هستند.
پذیرش این تنوع، نه تهدید، بلکه فرصتی برای پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته و ساختاری سیاسی و اجتماعی بر پایه عدالت اجتماعی، آزادی، کرامت انسانی، حقوق بشر و الهام گرفته از معیارهای جهانی است.
اما متأسفانه، بیش از یک قرن است که ملتهای غیر فارس از دید حکومت ها و روشنفکران تمامیت خواه در ایران تهدیدی برای امنیت و ثبات سیاسی تلقی شده و با آنها با خشونت برخورد شده است. , با اشکال چندگانه ای از ظلم مضاعف مواجه بودهاند؛ ظلمی که نه تنها حقوق سیاسی و اقتصادی آنها را نادیده گرفته، بلکه هویت فرهنگی و زبانی آنها را نیز هدف قرار داده است. این ظلم، تنها یک مسئلهی سیاسی نیست، بلکه مسئلهای که با کرامت انسانها گره خورده است.
ملت الاحواز دهه هاست که از تبعیض، محرومیت و سرکوب رنج میبرد. منابع طبیعی سرزمینشان، به جای آنکه در خدمت رفاه مردمش باشد، به ابزاری برای تداوم نابرابری وسرکوب آنها تبدیل شده است. و در نتیجه سیاستهای تبعیض آمیز حکومتهای متوالی در تقسیم ثروت وفرصتهای شغلی فقیرتر شده، و در دیگر حوزه ها مانند آموزش، بهداشت، اشتغال، و محیط زیست نیز با چالشهای جدی مواجه است.
جنبش ملی ما بر این باور است که راهحل عادلانه، بازگشت به اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق ملتهاست. نوع حکومت و زمامداری آینده در ایران باید با یک همهپرسی عادلانه و جامع و با نظارت نهادهای بینالمللی و حقوق بشری تشکیل شود. ملت عرب الاحواز هر گونه تلاش برای باز تولید دیکتاتوری و استبداد فردی را رد و با تمام وجود با آن مقابله خواهد کرد
در این چارچوب، ما بر حق تعیین سرنوشت به عنوان یک حق اساسی و غیرقابل انکار تأکید داریم؛ این حق، یک اصل جهانی و غیرقابل چشم پوشی است؛ حقی که بدون آن، عدالت واقعی محقق نخواهد شد.
بر این اساس، هر طرحی برای آینده و گذار از جمهوری اسلامی بدون مشارکت فعال و عادلانه نمایندگان ملل غیر فارس و تأکید بر حقوق سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی آنها فاقد اعتبار و مشروعیت خواهد بود.
ما خواهان نظمی عادلانه هستیم که در آن همه ملتها از حقوق برابر برخوردار باشند، هویتها به رسمیت شناخته شوند، و هیچ ملتی بر دیگری برتری نداشته باشد.
ما بر این باوریم که برای رسیدن به چنین آیندهای، ممکن است گذار از مراحل موقت و راهکارهای واقعگرایانه، از جمله ترتیباتی که مشارکت واقعی همه ملتها را تضمین کند، ضروری باشد، مانند طرح فدرالیسم به عنوان مرحله گذار.
پذیرش کثیرالمله بودن این جغرافیا، نخستین گام در مسیر حل بحرانهای عمیق آن است. تا زمانی که این واقعیت انکار شود، نه صلحی پایدار شکل خواهد گرفت، و نه توسعهای واقعی تحقق خواهد یافت.
ملت عرب الاحواز در طول صد سال گذشته (چه در دوران پهلوی وچه جمهوری اسلامی)، با وجود سرکوب سیستماتیک، از مبارزه مشروع خود دست نکشیده و برای دستیابی به آزادی و کرامت، هزینههای سنگینی پرداخت کرده است. امروز نیز این مسیر با همان اراده ادامه دارد. این مبارزه، در خواسته های انسانی این ملت برای کرامت و عدالت ریشه دارد. و تا تحقق این اهداف ادامه خواهد یافت.
برای یک قرن، حاکمان خودکامه و روشنفکران تمامیت خواه و وابسته کوشیدند با توسل به جعل و تحریف تاریخ روایتی دروغین از این جغرافیا به جهان نشان دهند؛ گویی تنها یک ملت، یک فرهنگ و یک زبان در اینجا وجود دارد. تمام ثروت این سرزمینها در خدمت این روایت نادرست قرار گرفت و ملتهای دیگر به حاشیه رانده شدند. و هر صدای آزادی در گلو خفه شد.
ولی در سایه مبارزات بیامان ملتهای غیرفارس، حقایقی که یک سده پنهان مانده بود آشکار شد. و جهانیان امروز واقعیتی را میبینند که دیگر نمیتوان انکارش کرد. و آن کثیر المله بودن این سرزمین میباشد.
و در همین راستا جا دارد که نقد کوتاهی به عنوان کنگره داشته باشم، ای کاش عنوان آن “کنگره آزادی ملتها در ایران” میبود، تا گامی به جلو برای اثبات حسن نیت در اعتراف به تنوع موجود در این جغرافیای سیاسی باشد.
حضار محترم،
تحولات صد ساله اخیر نشان داده است که نادیده گرفتن حقوق اساسی ملتهای غیر فارس غیر ممکن و پیامدی جز استبداد، دیکتاتوری، و فقر نداشته است. از این رو هر طرح سیاسی که این واقعیت را نادیده بگیرد، محکوم به شکست خواهد بود.
اما در کنار این ایستادگی، ما بر اهمیت گفتگو و تبادل نظر نیز تأکید داریم. بیایید با یکدیگر سخن بگوییم، به یکدیگر گوش دهیم، و با درک متقابل، مانع از تکرار ظلم و ستم شویم. آیندهای عادلانه، تنها از مسیر گفتوگو، پذیرش و احترام متقابل ساخته خواهد شد. ما معتقدیم که راه دستیابی به دموکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، و توسعه سیاسی واقتصادی تنها از طریق احترام متقابل به دیدگاههای یکدیگر و گفتگوی سازنده امکان پذیر است.
آیندهای که ما به دنبال آن هستیم، آیندهای است که در آن، هیچ انسانی به خاطر هویت خود مورد تبعیض قرار نگیرد و هیچ ملتی از حق خود محروم نشود.
پیام ما روشن است:
انسان، محور هر تغییر و هر آیندهای است.
کرامت انسان، خط قرمز ماست.
و حقوق ملتها، پایهی هر نظام عادلانهای است.
در پایان، ما از همهی وجدانهای بیدار، از همهی کسانی که به عدالت، آزادی و برابری باور دارند، میخواهیم که در کنار ملتهای تحت ستم بایستند و از حقوق آنها دفاع کنند.