حقوق بشر

روش های باز جویی

3575656

به منظور بالابردن سطح آگاهی امنیتی  فعالان سیاسی، اطلاعات زیر را منتشر میکنیم.

افرادی که يک بار بازجويی شده اند، معمولا در بازجويی های بعدی موفق ترعمل می کنند. به دليل اين که تجربه و

اطلاعات بيشتری دارند.

از اين رو هر کنشگر سياسی و مدنی بايد با ذهنيت مثبت، آماده رويارويی و پشت سر گذاشتن چنين دورانی باشد و با

شجاعت؛ ترس و ناتوانی را از خود دور نمايد. فراموش نکنید که دوران بازجویی تمام می شود.

بازجوی خوب، بازجوی بد:

در اين روش، يک بازجو به شما فشار می آورد، سرزنش می کند، تهديد و يا شما را می زند، و بازجوی ديگر نقش کسی

را بازی می کند که می خواهد شمای زندانی را از دست بازجوی بد نجات دهد! با اين هدف که متهم تمايل يابد با کسی که

گمان می کند حامی اوست، حرف بزند.

در واقع بازجوی )خوب( سعی می کند با ايجاد يک رابطه دوستانه و حتی استفاده از يک مکالمه ی غير جدی، اعتماد

زندانی را جلب کرده تا تشويق به حرف زدن شود. بازجوی بد همين کار را با ترساندن انجام می دهد.

فراموش نکنید هر دو بازجو بد و برای شما خطر آفرین هستند..

همسان انگاری: یعنی بازجو در نقش آدم خوب به شما نزدیک و خود را انسانی مثل شما جا می زند نه یک آدم

خطرناک.

اگر زندانی حس کند، انسانی شبيه خودش روبه رويش نشسته و او را کاملا درک می کند، ميل به بازگو کردن اطلاعات در

او افزايش می يابد. در واقع بازجو با همسان انگاری خودش را به عنوان دوست به شما نزديک می کند، ميل زندانی را به

گفتگوی صميمانه افزايش می دهد، اما زمانی که زندانی شروع به صحبت می کند، فضای بحث کم کم عوض می شود و

طولی نخواهد کشيد که صحبتها به سمت اتهامات و جرايم پيش خواهد رفت.

فراموش نکنید: فردی که روبروی شماست بازجو است نه فردی از جنس شما.

طرح اتهامات موهوم:

در اين روش، بازجو از زندانی می خواهد در مورد جزييات يک اتهام موهوم مثل قتل يا بمب گذاری توضيح دهد.

با اين هدف که زندانی با تمرکز بر تبرئه خود از اين اتهام، ناخواسته جزييات مورد نظر بازجو را گفته يا تصور کند که

بهتر است راستش را بگويد تا لااقل از اتهام بی اساس تبرئه شود.

هویت سازی:

در تکنيک هويت سازی بازجو تلاش می کند از زندانی شخصيتی کثيف و پست فطرت بسازد و نشان دهد، او همان فردی

نيست که ابراز می کند. در اين روش که با هدف کاستن از تمرکز و اعتماد به نفس متهم صورت می گيرد تلاش می شود

زندانی علاوه بر فرار از اتهام و دفاع از خويش، وظيفه ی اثبات شخصيت اصلی خود را نيز بر عهده بگيرد.

یکدستی زدن:

زندانی ممکن است عملی را انجام داده، در حالی که هيچ رد يا اثری از آن باقی نمانده باشد. اما بازجو برای عصبی کردن

زندانی، ادعا می کند يک رد کاملا شفاف و مشخص وجود دارد. طبيعتا در اين هنگام بايد هنر انکار کردن و تسلط به

خويش را داشته باشيد، يعنی مصمم، قوی، و در دل خودتان به شگردهای بازجوها بخنديد. به انکار خود با قدرت ادامه

دهيد. ساعاتی بعد خواهيد ديد که بازجو يا بازجوها شکست خورده از دست شما عصبانی می شوند. در اين زمان شما

پيروز اين بازی هستيد. به انکار ادامه دهيد، در اين جا ايمان به هدف به ياری شما می آيد. و طولی نخواهد کشيد که سر

افراز از اين اتهامات دور می شويد.

زیر پاکشی:

در حالی که زندانی از اتهام واقعی خبری ندارد، بازجو با طرح اتهامی کاذب و سوالات غير مستقيم، درباره يک موضوع

اطلاعات کسب می کند و پس از رسيدن به هدف مورد نظر مستقيما به موضوع اتهام می پردازد.

یک مثال:

فردی سياسی به اتهام موهوم سرقت از طلا فروشی دستگير می شود. وی برای تبرئه خود از اين اتهام، به ديدارش در

همان روز با يک فعال سياسی اشاره می کند و برای تبرئه خود جزييات مورد نظر بازجو را بيان می کند، بدون اينکه بداند

هدف بازجو ديدارش با آن فعال سياسی است.

القای حس نیاز در زندانی

القای مدام حس نياز، نسبت به کمبودها و محروميت های موجود به منظور برهم زدن تعادل روحی زندانی و پايين آوردن

تمرکز او.

یک مثال:

در حالي که زندانی از دختر خود بی خبر است، بازجو به صورت مستقيم يا غير مستقيم چنين القا می کند که او نيز به

اتهامی مشابه دستگير شده است تا در زندانی احساس نياز به کسب اطلاعات بيشتر در مورد دخترش کمک به او را به

وجود آورند.

استفاده ی بازجو از دو انگيزه ی متضاد يکی از ترفندهای بازجو برای اعتراف گيری، قرار دادن دو انگيزه ی متضاد،

يکی اخلاقی و ديگری غير اخلاقی پيش روی زندانی است تا وی تصور کند که بازجويان نه به عملش بلکه به نيتش

توجه می کنند.

یک مثال:

بازجو به متهم: اکثرا با عضويت در)فلان گروه( هدفشان ضربه زدن به انقلاب است، اما ما می دانيم که تو با عضويت در

اين گروه چنين قصدی نداشتی و صرفا می خواستی قسمتی از مشکلات جامعه را حل کنی.

متهم با پذيرفتن عضويتش در گروه مورد اشاره با نيت حل مشکلات جامعه، در واقع می پذيرد که عضو آن گروه

است و همين برای بازجو و محکوميتش کافی است.

مشغله زایی برای پایین آوردن تمرکز:

گاهی بازجو شماره تلفن، اسامی و آدرس هايی که وجود ندارند را به شما می دهد يا اين که از شما می خواهد به

رويدادهای موهومی که هرگز اتفاق نيفتاده، فکر کنيد. به اين اميد که برای ذهنتان مشغوليتی کاذب بيافريند تا تمرکزتان

پايين آمده و به چيزهايی که برای شما مفيد نيست، فکر کنيد.

تحریک زندانی به حرف زدن یا اقرار:

با يادآوری گذشته پرافتخار، حسن شهرت و صفات نيک او برانگيختن حس دشمنی شما نسبت به هم اتهامی يکی از

شگردهای بازجويان، اين است که با شناخت قضاوت شما نسبت به ديگر دوستانتان، شما را عليه يکی از آنها که مناسبت تر است، تحريک کنند و با دادن بعضی نشانی ها و انتقال برخی از صحبت های او،

وانمود کنند که وی در حال همکاری کامل با آنها است و سعی می کند همه ی موارد را به گردن شما بياندازد.

با اين ترفند آنها توقع دارند شما، دانسته های خود را عليه دوستتان و در دفاع از خود بازگو کنيد.

بنابراین بکوشید تا قضاوت خود علیه دوستانتان از دی بازجویان مخفی بماند و اجازه ندهید چنین تلقي نهایی بر

شما تاثیر بگذارد.

استفاده از اصل غافلگیری:

معمولا اولين جمله هايی که بازجو در اوايل يک بازجويی بيان می کند، سرنخ هايی است که در نظر آنها بزرگ جلوه می

کند و چنين نشان می دهد که شما کاملا تحت کنترل بوده ايد و آنها در مورد شما همه چيز را می دانند.

آنها تصور می کنند با اين اطلاعات شما را غافلگير کرده و می شکنند. البته مطمئن باشيد اين اطلاعات برای آنها ناخوانا و

غير قابل فهم است. ممکن است در اين مرحله حتی مدارک قلابی بر عليه شما بسازند وبه شما نشان دهند.

اگر صبور باشيد و حتی با ارايه ی مدارک قلابی غافلگير نشويد، ترس و استرستان را کنترل کنيد، بازجو موارد بيشتری

را رو می کند و شما به بخش بيشتری از اطلاعات بازجو دست خواهيد يافت. وقتی هدف تخليه اطلاعات از شما در

اولويت باشد معمولا اولين جملات بازجو، دوستانه است و به اتهام ربطی ندارد، در موارد ديگر بازجويی با سرنخ های

غافلگير کننده آغاز خواهد شد.

نکته:

تخلیه ی اطلاعات، بازداشتن شما از عملی در حال یا آینده و تنبیه شما به هدف عبرت گرفتن ديگران معمولا سه هدف

بازجويی هستند.

وقتی هدف تخلیه اطلاعات از شما در اولویت باشد معمولا اولين جملات بازجو، دوستانه است و به اتهام

ربطی ندارد، در موارد ديگر بازجويی با سرنخ های غافلگير کننده آغاز خواهد شد.

دادن وعده تخفیف در ازای همکاری:

يکی از رو ش های فريب زندانی، دادن وعده آزادی يا تخفيف در محکوميت، در صورت اعتراف و همکاری است.

بازجو از ضعف های شما استفاده خواهد کرد و خواسته های خود را يکی پس از ديگری افزايش می دهد.

اما در صورت اعتراف و همکاری، مطمئن باشيد بازجو به خواسته ها و توافقات اوليه بسنده نخواهد کرد.

درخواست انجام اعمالی مخرب عليه دوستان و همفکرانتان مانند جاسوسی و نوشتن نامه های تخريبی يا شهاد تهای دروغ،

مصاحبه ی تلويزيونی، مزاحمت های بی شمار بعد از آزادی، له کردن شخصيت و استفاده از اعترافات برای محکوميت

شما به حبس های طويل المدت.

بنابراين هميشه فاصله ی خود را با بازجو حفظ کرده، از خود ضعف نشان ندهيد و حرف های او را برای گرفتن تخفيف

را اصلا باور نکنيد.

اينها گوشه هايی از عواقبی هستند که ممکن است در صورت همکاری با بازجو دامنگير شما شوند. بزرگترين ابزار

بازجويان برای گرفتن اعتراف و همکاری، استفاده از حربه ی وعده آزادی عليه زندانی است.

فراموش نکنید.

اگر بازجو نتواند در چند روز اول از اين حربه استفاده کند، زندانی خود را با محيط وفق داده و تاثير آن کم می شود. يکی

از رو شهای بازجو تجزيه و تحليل واکنش های فيزيکی شماست.

تجزیه و تحلیل واکنش های فیزیکی متهم:

واکنش هايی مانند خيس کردن دور لب يا جويدن لب ها، صدای ضعيف و مردد، دستپاچگی و سردرگمی، بريده بريده

حرف زدن، نگاه ترس آلود يا دزدکی، حرکت های غير عادی پا، دست و صورت، رسيدن متهم به سر و وضع خود)يعنی

متهم سعی می کند ظاهر خود را مرتب کند( و خاراندن سر، نشانه ترس و مخفی کاری است.

به عنوان مثال واکنش هايی مانند گرفتن سر با دست، قرار دادن آرنج ها روی زانو و شانه های قوز کرده نشانه ی تسليم و

استيصال است. افراد با تجربه و باهوش با نشان دادن واکنش های فيزيکی غير متعارف و گمراه کننده، می کوشند بازجو

را به سمتی که می خواهند، هدايت کنند.

یک تجربه:

بازجو با پرسيدن سوالات کنترلی، يعنی سوالاتی که از قبل جواب آنها را می داند، می کوشد واکنش های فيزيکی شما را

تجزيه و تحليل کرده تا با سنجش اين واکنش ها و واکنش های ديگر، بفهمد راست می گوييد يا دروغ.

در چنين حالتی به سوالات مرتبط با اين موضوع می افزايد تا به سرنخ هايی دست يابد. واکنش به اتهام های پی در پی

بازجو، او يک در ميان سوالاتی را از شما می پرسد. يک سوال خنثی و يک سوال مرتبط با موضوع.

البته ممکن است بازجو به جای سوال، يکی پس از ديگری به شما اتهاماتی را بزند و واکنش های شما را زير نظر بگيرد.

اين روش بازجو نشان می دهد که او اطلاعات زيادی در مورد شما ندارد از اين رو اتهامات بی اساس يا سوالات پی در

پی مطرح می کند تا سرنخی بيابد. او اين کار را بطور متناوب ادامه می دهد تا آنجا که احساس کند واکنش های فيزيکی

شما که نشانگر مخفی کاری است در پاسخ به سوالی بيش از پيش افزايش يافته.

یک تجربه:

شما می توانيد با پافشاری کمتر در انکار يک اتهام غير واقعی يا با افزايش عمدی واکنش های فيزيکی، بازجو را به مسير

دلخواه هدايت کنيد.

تجربه ای دیگر:

ممکن است شما با خونسردی و با پريدن وسط حرف بازجو اجازه ندهيد او يکی پس از ديگری اتهاماتش را مطرح سازد.

در اين روش به شما فرصت کافی برای پاسخ به سوالات يا رد اتهامات داده نمی شود، بنابراين لازم نيست به سوالات يا به

اتهامات قبلی فکر کنيد و ذهن خود را با آن مشغول سازيد.

آزار و اذيت زندانی با استفاده از نقاط ضعف او اين نقاط ضعف ممکن است برای بازجويان اهميتی نداشته باشد، اما در

ذهن شما چنان بزرگ باشد يا توسط شما در ذهن بازجو چنان بزرگ جلوه داده شود که تبديل به نقاط ضعف اساسی شما

شود.

مانند داشتن يک رابط هی عاشقان هی مخفی، داشتن پرينت مقاله های مخالفين، دادن رشوه به فردی، حساسيت روی

اعضای خانواده، عضويت اعضای خانواده در حزب يا گروه مخالف و شرکت در يک تظاهرات بازجو برای فشار بيشتر

به شما، از همين روزنه ها نفوذ کرده تا به شما تسلط يابد.

یک تجربه:

حتی درخواست يک سيگار از بازجو م يتواند تبديل به نقطه ی ضعف شما شود.گاهی فرد با تجربه، نقاط قوت خود را نقاط

ضعف نشان می دهد يا نقاط ضعف خود را با مهارت مخفی می کند. با تيزهوشی، شناخت دقيق تر از خواست بازجويان و

استفاده از تجربيات ديگران از اهميت مواردی که می تواند بی دليل تبديل به نقاط ضعف شما شوند، آگاه شويد.

یک تجربه:

گاهی بازجو در گفتگويی صميمانه در مورد اعضای خانواده می کوشد ميزان حساسيت شما در مورد همسر، فرزند، پدر،

مادر و ديگر اعضای خانواده تان را بفهمد تا از آن به عنوان نقطه ضعف عليه شما استفاده کند.

دروغ نشانه ی مجرمیت نیست!

از نظر روانشناسی، گفتن دروغ مجرميت را ثابت نمي کند، افراد بی گناه و بی تقصير هم در شرايط استرس زا ممکن است

دروغ بگويند تا خطری احتمالی را از خود دور کنند. فراموش نکنيد، هيچ کس تصوير درستی از اتفاقاتی که در گذشته

روی داده، ندارد و ممکن است، هميشه اشتباهاتی پيش بيايد. بنابراين اشتباه در گفتار، کتمان و تغيير در پاسخ به سوالات،

امری عادی است و نشانگر رسيدن شما به بن بست نيست.